تبلیغات
آشتی ها - شعر خاطره جوانی از دیوان ناصر

آشتی ها

آموزش رایگان گیتار

جستجو در آشتی ها





خاطره جوانی _ دیوان ناصر

 

گذر کردم کنار جوی آبی

بدیدم خلوتی و جای نابی

 

توقف کردم و آنجا نشستم

بیامد دُختری با ناز و تابی

 

چو دیدم جلوه ی آن روی ماهش

بدو گفتم مرا تنها بیابی

 

غضب کرد و مرا بیگانه ای خواند

باو گفتم درخشان چون شهابی

 

نرنجم من از آن زخم زبانت

جوانیِ تو هم مثل حبابی

 

بخندید و بمن بس آفرین گفت

که عشق هر جوان باشد سرابی

 

تو ناصر از جوانی پند دادی

نصیحت میکنی از نهر آبی




طبقه بندی: اشعار دیوان ناصر،
برچسب ها: متن خاطره جوانی از دیوان ناصر، تکست خاطره جوانی از دیوان ناصر، اشعار دیوان ناصر، شعرهای دیوان ناصر، شعر از دیوان ناصر، سید محمود ناصر علوی، شعرهای ناصر،

تاریخ : جمعه 14 شهریور 1393 | 07:48 ب.ظ | نویسنده : نادر محمدی | نظرات
***** به امید دیدار Ashtiha *****