تبلیغات
آشتی ها - شعر وَه چه شود یاد کنی (عشقی) از دیوان ناصر

آشتی ها

آموزش رایگان گیتار

جستجو در آشتی ها





وَه چه شود یاد کنی (عشقی) _ دیوان ناصر

 

وَه چه شود یاد کنی از دل یک خون جگری

پیش از آن رخت سفر کرده نیابی اثری

 

همه آمال دلم سوی تو آمد گل من

تا رهائی ز غمم نخل امیدم ثمری

 

بذر عشق تو بدل کاشتم افسوس چه شد

میکشم رنج و گدازی که براهم گذری

 

همه ایّام جوانی بغم عشق تو شد

گذری کن بغلامت که بیاید خبری

 

بکه گویم ز فراقت دل پر خون دارم

گشته ام عاشق تو رهگذر دربدری

 

اشک چشمم ز فراقت چه حزین افتاده

چکنم از فلک و دَستِ قضا و قدری

 

دیدمت ماه جبین با همه ی عشوه و ناز

ناگزیرم ز فراقت بکنم پرده دری

 

ناصر از عشق تو مجنون و حزین افتاده

شود آیا که کنی مرحمت مختصری




طبقه بندی: اشعار دیوان ناصر،
برچسب ها: متن وه چه شود یاد کنی از دیوان ناصر، تکست وه چه شود یاد کنی از دیوان ناصر، اشعار دیوان ناصر، شعرهای دیوان ناصر، شعر از دیوان ناصر، سید محمود ناصر علوی، شعرهای ناصر،

تاریخ : یکشنبه 16 شهریور 1393 | 10:36 ب.ظ | نویسنده : نادر محمدی | نظرات
***** به امید دیدار Ashtiha *****