تبلیغات
آشتی ها - شعر زلزله پنجم دیماه 1382 در شهرستان بم از دیوان ناصر

آشتی ها

آموزش رایگان گیتار

جستجو در آشتی ها





زلزله پنجم دیماه 1382 در شهرستان بم _ دیوان ناصر

 

دریغا شهر بم را زلزله ویرانه ای کرد

تمامی مردن و بی خانه و کاشانه ای کرد

 

تعجب کردم و باور نکردم این خبر را

برای دیدن بم رفتم و دیدم شرر را

 

به دیدم سرنگون شهرو تمامی زیر خاکند

رفیقان بمی در ماتم و جمعی هلاکند

 

بنای ارگ مشهورش که تاریخ کُهن بود

شده ویرانه ای از دیدنش رنج و مُحن بود

 

کجا؟ شد آن همه زیبایی و جاه جلالش

فنا شد شهر تاریخی عیان دیدم زوالش

 

تمام شهر تاریخی شده یک تل خاکی

صدای ناله ای آمد بگوشم از مغاکی*

 

سراسر شهر بم ویرانه ای خاموش و ساکت

نه بازاری، خیابانی نه فردی جمله ماکت*

 

کجا؟ آبی بود از بهر غسل مردگانش

کجا؟ برقی نماید روشنایی شامگاهش

 

صدای نیک بسطامی* خموش و نغمه ی او

فنا گشته کجا شد تار و تنبور زخمه ی او

 

تمام یار و یاران بمی در زیر خاکند

همه آثار نیکان بر فنا و در هلاکند

 

ندیدم آن همه یاران خوش بزم نکویش

نیامد نزد من آن جعفریان از ورودش

 

ز فقدان بمی ها از ظهیر و تا عمادش

چنان غمگین فتادم یاد دوران ودادش

 

ز دید شهر بم در ماتم و غرق غمینم

ز مرگ اولیاء و آن نقیبی بس حزینم

 

عجب شد آن بم و آبادیِ شهر و دیارش

تمام وارثان آواره گشته از خزان و از بهارش

 

تو ناصر از خدا صبری طلب بر وارثانش

خدا پاداش نیکان را دهد بر پیروانش

 

مغاکی* = گودال، جای گود

ماکت* = بنای ویرانی که میخواهند آن را بسازند

بسطامی* = بمی بود، آواز و صدای بسیار نیکو داشت که در اثر زلزله دار فانی را وداع گفت




طبقه بندی: اشعار دیوان ناصر،
برچسب ها: متن زلزله پنجم دیماه 1382 در شهرستان بم از دیوان ناصر، تکست زلزله پنجم دیماه 1382 در شهرستان بم از دیوان ناصر، اشعار دیوان ناصر، شعرهای دیوان ناصر، شعر از دیوان ناصر، سید محمود ناصر علوی، شعرهای ناصر،

تاریخ : چهارشنبه 19 شهریور 1393 | 12:13 ب.ظ | نویسنده : نادر محمدی | نظرات
***** به امید دیدار Ashtiha *****