تبلیغات
آشتی ها - شعر خواب کنفرانس وحدت و خدا شناسی از دیوان ناصر

آشتی ها

آموزش رایگان گیتار

جستجو در آشتی ها





خواب کنفرانس وحدت و خدا شناسی _ دیوان ناصر

 

نیمه شب دیوانه گشتم از جلال کبریا

محو آثار زمین و آسمان دلربا

 

از جلالش در تفکر گشتم و حیران شدم

عاشق راز و نیازش گشتم و گریان شدم

 

آسمان و چرخش اقمار و مَه زیبا بود

جلوه ی انوار حق در ذهن ما گویا بود

 

روح یزدان در بدن آن قدرت رحمان بود

کار نیکو در جهان پاداش آن رضوان بود

 

رازهائی سوی یکتا گفتم و خوابم گرفت

خواب روحانی چه زیبا روح بی تابم گرفت

 

جایگاهی دیدم آنجا هر چه گویم با جلال

عارفانی حاضر و ناظر پر از علم و کمال

 

صحبت این بخردان با یک شعف آغاز شد

رهبر این بخردان روحانی و دمساز شد

 

جلسه این بخردان بحث خداوند جهان

بحث ذات کبریا و وحدت حق در میان

 

ناطق اول ز خشم حضرت باری بگفت

بودن آن دوزخ و بی همدم و یاری بگفت

 

ناطق دوم نظام عدل یزدانی ستود

عدل یزدان حاکم و آن روح ایمانی ستود

 

ناطق سوم رموز خلقت حق آشکار

با نظام نظم خاصی این طبیعت برقرار

 

ناطقان هر یک ز وحدت گفته گوئی در میان

سجده شکرش چه واجب آمده بر انس و جان

 

ناطق آخر ز لطف و بذل رحمانی بگفت

لطف خاصش شامل و هر بنده ای باید شِنُفت

 

پادشاهی مقتدر از بهر ما غفران کند

از ندامت بخشش و بی حد چنان جبران کند

 

رهبر آن جلسه گفتا بایدت صحبت کنی

حرف وحدت میزنی بحث و دلالت میکنی

 

ناگزیر من آمدم پشت تریبون برقرار

تا کنم حمد و ستایش لطف رحمان آشکار

 

همچو بید لرزان بُدم من از جلال بخردان

در میان عارفان چونان گشایم من زبان

 

لطف یزدان شاملم قلب مرا تسکین نمود

آن چنان نیرو گرفتم روح و دل تمکین نمود

 

آنچنان صحبت نمودم نافذ و جانانه بود

شعر و الطافی بگفتم بهر من بیگانه بود

 

حاضران تحسین نمودند نطق گفتار مرا

آنچنان تحسین نمودند شعر و اظهار مرا

 

عاقبت این جلسشان پایان گرفت با صد درود

با درودی بر محمّد صاحب حلم و ودود

 

رهبرش گفتا نتیجه کنفرانس مقصود ماست

سوژه ی این بحث ها آن شاهد و مشهود ماست

 

با بیان و بحث ها گشته سه مورد انتخاب

دست جمعی رأی مثبت تا نگردد اضطراب

 

اولش آن ذات یکتا بی حد و محدود نیست

دومش او بی مکان چون شاهد و مشهود نیست

 

سومش او خالق و هم ناظر و هر جا بود

گشته سلطان تا ابد آن شوکتش بر پا بود

 

با همه این گفته ها آن انجمن پایان گرفت

با درودی بر محمّد جلسشان تابان گرفت

 

با بیان حمد او از خواب خوش بیداریم

ظهر قرآن بر نوشتم تا بود پیدائیم

 

ناصرا سجده بدرگاه احد واجب بود

بارگاه شوکتش بی مانع و حاجب* بود

 

حاجب* = نگهبان، سرایدار




طبقه بندی: اشعار دیوان ناصر،
برچسب ها: متن خواب کنفرانس وحدت و خدا شناسی از دیوان ناصر، تکست خواب کنفرانس وحدت و خدا شناسی از دیوان ناصر، اشعار دیوان ناصر، شعرهای دیوان ناصر، شعر از دیوان ناصر، سید محمود ناصر علوی، شعرهای ناصر،

تاریخ : چهارشنبه 19 شهریور 1393 | 12:13 ب.ظ | نویسنده : نادر محمدی | نظرات
***** به امید دیدار Ashtiha *****