تبلیغات
آشتی ها - اشعار تک بیتی هایی که پس از جراحی حنجره در بیمارستان خلیلی شیراز روی تخت بیمارستان سروده ام از دیوان ناصر

آشتی ها

آموزش رایگان گیتار

جستجو در آشتی ها





تک بیتی هایی که پس از جراحی حنجره در بیمارستان خلیلی شیراز روی تخت بیمارستان سروده ام _ دیوان ناصر

 

ز تقدیرات دنیا در رضا باش

که از عزم رضای کردگار است

 

اگر رفتی ز دنیا ارتحال است

در آنجا شاهد لطف خدائی

 

ز جراحی توکل بر خدا کن

بهر جائی روی او با تو باشد

 

ز تیماران چه خواهی الفت و مهر

که بیماران ندارند ز آن توقع

 

دوای درد بیماران محبت

که بهبودی آن فوراً برآید

 

بچشم حقارت نظر بر فقیران مکن

که قلب فقیران بود جایگاه خدا

 

بزرگی بعلم و کمال و تواضع بود

ز علم و کمالت بعالم کنی سروری

 

هر چیز تازه تو را تازگی دارد

یار کهن به از تازگی باشد

 

تو آنی بیک دم بعقبی روی

بپول و بمال و بجاهت مبال

 

رئیسی وزیری شدی مقتدر

بخدمت گرای و بپُستت مناز

 

بزرگی بسن و تن تو مباد

بزرگی ز دانش بود بی حساب

 

ظلم ظالم عالمی بر هم زند

خود چها بیند ز عدل کردگار

 

جوانی بهار و بپیری خزان

نظام جهان را بود این مدار

 

بیاران ببخش و بنوش بده

ز حِرص و طمع بهر خویشان منه

 

کتابخانه گنجی ز دانش بود

ز علم و هنر ها بود جایگاه

 

بزرگی، بذلت در افتاده پَستش مگیر

که نوری ز ابر سیاهی شود در نهان

 

بورزش گرای و تو نرمش نما

ز ورزش بود عقل سالم ببار

 

فرزند گشته ای بپدر بندگی کنی

از نظم روزگار تو روزی پدر شوی

 

گر تو را مرگ ناگهان آید

عمل و کرده ها بیاید کار

 

محبت ها تو را شرمنده و خاکی کند

محبت ها نما تا آن چنان والا شوی

 

دست ما و دامنت ای خالقم

تا ز غم های جهان برهانیم

 

موج غم های جهان این قلب من ویرانه کرد

شاد و شادم کن که من در سوی تو پروانه ام

 

دیده و دل عاشق وصلت شده

وصل جانان آن چنان نیکو بود

 

دو رنگی را رها کن ای برادر

که یکرنگی رضای کردگار است

 

روزگاران در گذر هر لحظه را قدرش بدان

چونکه دادی از کفت دیگر کجا آید بدست

 

به بیمارستان برفتم بهر درمان تنم

بهر درمان روان دیگر کجا باید شتافت

 

گر چه پیری با جوانان گفته گو کن

تا تو را شور جوانی آورد

 

قدر نعمت را بدان در هر دمی

تا تو را لطف خدا آرد ببار

 

آنچه داری بذل رحمانی بود

پس ستایش را نمائی بی شمار

 

روز و شب ها آید و فانی شود

عبرتی گیر از نظام روزگار

 

بگردش برو تا ببینی جهان

که آسایش خانه ات بهتر است

 

چو پیر شدی یادی از جوانی کن

که خاطرات کهن عشق عاشقی آرد

 

بگو سخن و هر چه خواهی گو

که قلب دوست شکستن گنه دارد

 

به زبان نرمی و محبت کن

تا توانی دلی نیازاری

 

شور عاشقی بود مطلوب

که در آن یادی از خدا باشد

 

با تمول میشود دنیا خرید

جان سالم بهتر از دنیا بود

 

چشم بینا ظاهری بیند عیان

قلب بینا هم عیان هم نهان

 

مال دنیا عزت دنیا بود

باحرامش کی توان عقبی خرید

 

باغ و بستان جهان نیکو بود

بهتر از رضوان چه خواهی عاقبت

 

بذل و بخشش نزد حق نیکو بود

گر ببخشائی ز خود مال حلال

 

هر چه کِشتی بد روی در عاقبت

تخم نیکی را بکار غفران شوی

 

گر بخواهی نزد حق والا شوی

نیکی مردم به از طاعت بود

 

بانمازت یاد یزدان کرده ای

با سخاوت بذل یزدان بی شمار

 

طبیعت نگر با درونت به سنج

که یزدان بود خالق کائنات

 

نیازار فردی که خدمت کند

که خادم بود نزد یزدان شریف

 

اگر سالمی قدر صحت بدان

که هر عضو تو بهتر از هر منال

 

بزرگی بعلم و کمال و صداقت بود

که با عقل بینش بدنیا کنی سروری

 

گشته ای از لطف یزدان صاحب جاه و جلال

کبر و نخوت را رها کن این زمان کوته بود

 

رفیق نیک برگزین بهتر از خودت جانا

که ز علم و کمال او همی شوی خرسند

 

بچشم خویش ببین و باور کن

که حرف غیر شنیدن دو صد غلط باشد




طبقه بندی: اشعار دیوان ناصر،
برچسب ها: متن تک بیتی هایی که پس از جراحی حنجره در بیمارستان خلیلی شیراز روی تخت بیمارستان سروده ام از دیوان ناصر، تکست تک بیتی هااز دیوان ناصر، اشعار دیوان ناصر، شعرهای دیوان ناصر، شعر از دیوان ناصر، سید محمود ناصر علوی، شعرهای ناصر،

تاریخ : پنجشنبه 20 شهریور 1393 | 11:10 ق.ظ | نویسنده : نادر محمدی | نظرات
***** به امید دیدار Ashtiha *****