تبلیغات
آشتی ها - اشعار تک بیتیهائی که پس از جراحی حنجره در بیمارستان خلیلی شیراز روی تخت بیمارستان سروده ام از دیوان ناصر

آشتی ها

آموزش رایگان گیتار

جستجو در آشتی ها





تک بیتیهائی که پس از جراحی حنجره در بیمارستان خلیلی شیراز روی تخت بیمارستان سروده ام _ دیوان ناصر

 

مال ها از بهر آسایش بود

نه آسایش فدای مال ها

 

طبیعت نگر شکر خالق بگو

ستایش نما خالق کردگار

 

گر که کادو میدهی خوبش بده

تا ز بذل و بخششت والا شوی

 

حسد ز خانه ی خویشان شود آغاز

غریب را بکجا عالم حسد باشد

 

دانش و علم تو ز استاد است

حق استادیش کجا داری

 

فکر دنیای دون همی داری

غافل از کشت کار خود باشی

 

تو ز خوبی خود همی گوئی

غیبت یار خود چرا گوئی

 

بهاران رسید شادی کن

که خزان از پیش همی آید

 

آنچه کِشتی ثمر همان بینی

پس چرا گرد حق نمیگردی

 

همه هستی ز کارها آید

تو چرا تنبلی و بیکاری

 

همه دانش ز آدمی خیزد

روح عُلوی بود ز یکتائی

 

خوشگلان ز خوشگلی مغرور

منت خوشگلی بدیگران دارند

 

ز تنهائی حذر کن دلبر ناز

ز یار با صفا لذت بیابی

 

گر بخواهی زندگی راحت کنی

اَلحذر باش از سیاست در نظام

 

فکر نیکو باعث راحت شود

با امید و آرزوهایت بساز

 

بذل و بخشش باعث برکت شود

بخشش امروز به از فردا بود

 

قلب مؤمن جای یزدانی بود

جای او نیکو بدان غفران شوی

 

همه عضوهای بدن مرتبط

چو عضوی نسازد تو گردی مریض

 

ز تاریخی که میخوانی بیندیش

جهان عبرت بود از بهر انسان

 

بهتر از گلان چه خواهی دید

عاقبت طعمه ی خزانگیردد

 

زمان زندگانی همچو برقی

شود در آسمان و ناپدیدی

 

اگر نامی ز نیکوئی بمانید

به از مال و منال بی حسابی

 

به قبرستان برو عبرت بگیری

چها کردند بدوران حیاتی

 

تا زنده ای عمر خود غنیمت دان

چونکه رفتی دگر نیاید باز

 

زینت آدمی باخلاق است

پس چرا تند خو و بد خلقی

 

مکن تکیه بر جاه و مالت رفیق

امانت بوَد نزد تو در نظام

 

چو رفتی بیابان شدی تشنه کام

صدارت نیرزد بیک قطره آب

 

دو نعمت ز یزدان بود رایگان

ز آب و هوائی شوی در امان

 

بهر عاشق نزد معشوق هر زمان کوته بود

وصل مجنون نزد لیلی کمتر از یک لحظه ای

 

تو آن خواه ز یاران که خود کرده ای

توقع ز بیشش ز یاران مدار

 

تندرستی و سلامت بهترین نعمت بود

شکر الطاف خدا افزون کند هر نعمتی

 

مال دنیا دشمن جانت بود ای با خرد

سوی دشمن میروی جانت دهی بس رایگان

 

عاقلان هر لحظه را در عیش و نوش بی حساب

شاکر رحمان شده خدمتگذاری میکنند

 

زندگی پست و بلندش آن چنان کوته بود

فکر دنیا را رها کن گر که فرد عاقلی

 

هر زمان و لحظه را از هر نعم شاکر بشو

شکر نعمت نزد یزدان حاصلش ارضای حق

 

مخور غم که پولی نداری صدارت کنی

که حرص و طمع مال دنیا بود بی حساب

 

گذشت عهد جوانی تو گوئی شتابان رفت

چه عیش و نوش خوشی جملگی بپایان رفت

 

مخور غم که پولی ندارد به بانک

که هر عضو تو قیمتش ارجح است

 

چو تیماری نمودی مهربان باش

که بیماران ز درد خود برنجند

 

گرت ز عمر بخلقت کنی تحقیق

ز کائنات و فلک میشوی مجنون

 

از آن نترس که های و هوئی دارد

از آن بترس که عزمی درون دارد

 

ز کِشت شوره زار ناید گیاهی

در آن تخم گیاه هرگز نپاشی

 

بهر دردی رسی شکر خدا کن

که تشدیدی نگردد بر روانت

 

ز سختی ها توکل بر خدا کن

که از چاله نیفتی عمق چاهی

 

استقامت باعث حرکت شود

نترسی از فلک کارش زوال است

 

اگر ترسی ز کاری باعث سستی شود

که فعالان نترسند از نشیب و هر فرازی

 

برای هر عمل اندیشه ای کن

پس از آن جد و جهدی در خور آن

 

برای کارهایت الحذر از شرکت یار

اگر فعال و کاری و ز فامیل تو باشد

 

برای ازدواجت فکر ظاهر را بدر کن

بجوی عقل و صداقت پاکی و شایستگی را

 

مرو دنبال پول بی حلاوت

که جانت را دهی از بهر دنیا




طبقه بندی: اشعار دیوان ناصر،
برچسب ها: متن تک بیتیهائی که پس از جراحی حنجره در بیمارستان خلیلی شیراز روی تخت بیمارستان سروده ام از دیوان ناصر، تکست تک بیتیهائیاز دیوان ناصر، اشعار دیوان ناصر، شعرهای دیوان ناصر، شعر از دیوان ناصر، سید محمود ناصر علوی، شعرهای ناصر،

تاریخ : پنجشنبه 20 شهریور 1393 | 10:10 ق.ظ | نویسنده : نادر محمدی | نظرات
***** به امید دیدار Ashtiha *****