تبلیغات
آشتی ها - اشعار تک بیتیهایی که پس از جراحی حنجره در بیمارستان خلیلی شیراز روی تخت بیمارستان سروده ام از دیوان ناصر

آشتی ها

آموزش رایگان گیتار

جستجو در آشتی ها





تک بیتیهایی که پس از جراحی حنجره در بیمارستان خلیلی شیراز روی تخت بیمارستان سروده ام _ دیوان ناصر

 

برای ازدواجت فکر دنیا را بدر کن

که مال و ثروت زن ها بسی رنج و ملال است

 

برو دنبال زن های عفیف و پاک دامن

که از علم و عفاف بی حدش لذت بیابی

 

بدنیا آمدی در امتحانی

بیا نیکی نما کار خدا کن

 

اگر نامی ز نیکی بر نشانی

به از گنجی برای وارث خویش

 

تا توانی خدمت مردم نما از بهر حق

چون خدا از بهر تو نعمت فراوان میدهد

 

نیمه شب ها عالمی زیبا بود

گر براز خالقت عادت کنی

 

هر خوشگلی ز تبی سرنگون شود

زشتی فتاده ببستر بناله ای

 

زندگی گاهی نشیب و گه فراز

گر که فرد عاقلی سهلش شمار

 

غم مخور دنیای دون رنجت دهد

داروی غم ها بود دلهای شاد

 

گر که یارت نزد تو دیر آمده

با تبسم روح ماهش بوسه دار

 

گر جهان و زندگی رنجت دهد

روح خود شادان نموده غم مخور

 

مرگ ما با سن و سال ناید پدید

هر جوان را غفلتی شامل شود

 

گر بخواهی زندگی شادان شود

روح خود شادان نما از هر نظر

 

هر موانع را چنان کوچک شمار

تا بگردی بهر عزمت مقتدر

 

گر بخواهی کارها نیکو شود

ناظر کارت بشو در هر زمان

 

مرگ نزدیکان تو را رنجی دهد

عزم خالق آمده خیرش بدان

 

گر نمیری و بمانی تا ابد

خانه ات در پُرسه ی یاران بود

 

مرگ انسان بهترین نعمت بود

در مریضی و خزان زندگی

 

با تمول میتوان دنیای خود احیا نمود

با تمام هستیت کی میشود عضوی خرید

 

قدر صحت را بدان تا زنده ای نیکش بدان

چونکه افتادی ببستر میشوی از آن خبر

 

با زن هر بچه ات نیکی نما

تا ز ارضای خدا شادان شوی

 

در نماز و روزه ات غفلت مکن

خدمت مردم به از زهدت بود

 

همچو مرغی در قفس افتاده ام

کی بود حال پریدن در فضا

 

بهر جمع ثروتت جان داده ای

جان خود را داده ای بس رایگان

 

راحتی از کار تو آید پدید

چون کلید آرزو کوشش بود

 

بهر امرارت بکوش از جان و دل

تا نگردی پیش نامردان خجل

 

زهر قَرضی حذر کن ای برادر

که شاید وقت دادن مرده باشی

 

مرو دنبال یار بی صداقت

که وقت احتیاج تنها گذارد

 

اگر میخواهی خوشیِ زندگی را

قناعت پیشه کن سالم بمانی

 

نظام زندگی بر کار و کوشش

ز کوشش میتوان راحت بیابی

 

کلیه زندگی سعی و درایت

که با این حرفه ات شادان بگردی

 

گر تو را مشکلی عیان گردد

همچو کوهی ز خود شوی بر جا

 

الحذر از رفیق بی دینت

میدهد جان تو به یغمائی

 

عمر تو از بهر خدمت آمده

تا توانی خدمت مردم گزین

 

تخم نیکی حاصلش نیکی شود

میشوی خرم تو از این کِشتزار

 

آنقدر ماندم قفس بی بال و پر

کی بود شوق پریدن در فضا

 

گر خدا خواهی بیا نیکی بکن

تا ز خشنودی حق غفران شوی

 

شوق و شادی عمر تو افزون کند

شادی روحت تو را شادان کند

 

نام نیکی تا ابد باقی بود

مال دنیا کی بماند پایدار

 

وقت مُردن هر عمل آید به کار

آن چنان کن مردنت نیکو شود

 

گر بخواهی نزد حق والا شوی

نیمه شب ها میکنی راز و نیاز

 

نیمه شب ها چون سکوت مطلقی

میشوی تنها به خالق در نماز

 

نور یکتا در دلت شادت کند

میشوی از لطف یکتا رستگار

 

گر تمام مردمان دشمن شوند

چون ببیند با حقی شرمنده اند

 

دیدن یاران بسی نیکو بود

وصل جانانت جوانی آورد

 

هر جوان در عاشقی دم میزند

گر نداری عشق یار دل مرده ای

 

قلب عاشق بهر معشوق در تپش

چون ببیند یار خود رسوا شود

 

عاشقان در عاشقی مجنون شوند

همچو مجنون بهر لیلی بیقرار

 

قدر هر نعمت بدان فانی شود

چونکه در نعمت شدی غافل ز شکر

 

در بهار زندگی شادان بزی

در خزان زندگی یاد شباب




طبقه بندی: اشعار دیوان ناصر،
برچسب ها: متن تک بیتیهایی که پس از جراحی حنجره در بیمارستان خلیلی شیراز روی تخت بیمارستان سروده ام از دیوان ناصر، تکست تک بیتیهاییاز دیوان ناصر، اشعار دیوان ناصر، شعرهای دیوان ناصر، شعر از دیوان ناصر، سید محمود ناصر علوی، شعرهای ناصر،

تاریخ : پنجشنبه 20 شهریور 1393 | 10:10 ق.ظ | نویسنده : نادر محمدی | نظرات
***** به امید دیدار Ashtiha *****