تبلیغات
آشتی ها - بیوگرافی سید محمود ناصر علوی نویسنده کتاب دیوان ناصر

آشتی ها

آموزش رایگان گیتار

جستجو در آشتی ها






به نام یزدان پاک


مجموعه ای که در این کتاب به نظم آمده و از نظر خوانندگان معظم میگذرد از آن اینجانب سید محمود ناصر علوی است که در تاریخ 5/3/1309 در کرمان در یک خانواده فرهنگی متولد شدم. تحصیلات ابتدایی ام را در دبستان عماد بم و دوره ی اول دبیرستان را در دبیرستان پهلوی سابق (امام امروز) به پایان رساندم. در سال 1326 وارد دانشسرای مقدماتی کرمان گردیدم. در سال 1328 پس از پایان تحصیل از دانشسرای مقدماتی کرمان جهت انجام وظیفه عازم بندر عباس گردیدم.

(کرمان استان هشتم بود و استان های امروزی بندر عباس و یزد و سیستان بلوچستان تابع کرمان بودند). در آن سال در بندر عباس فقط سیکل اول پسران و دبیرستان ابن سینا بود که من تدریس میکردم. در سال 1330 اولین کلاس سیکل اول دبیرستان ابن سینا دخترانه 17 دی آن روز که مجاور دبستان بود افتتاح گردید که من مدرس دروس علمی آن بودم. در سال 1331 نمایندگی فرهنگ و اوقاف بخش فین بندرعباس را بر عهده داشتم. در سال 1332 از بندر عباس به شهرستان بم منتقل گردیدم. در شهرستان بم به کارهای اداری آموزشی اشتغال داشتم. بطور آزاد دیپلم ادبی و طبیعی را در کرمان دریافت نمودم. پس از اخذ دیپلم ریاضی در سال 1341 وارد دانشسرای عالی تهران گردیدم و در سال 1344 در رشته فیزیک به اخذ لیسانس نائل آمدم. در ضمن تحصیل با پشتکار گواهی تعمیر رادیو و تلویزیون را از کاخ دانش که مؤسسه ی بنامی بود دریافت نمودم. برای امرار معاش در دبیرستان های دخترانه آزرم و ولی اله نصر تهران تدریس میکردم. در این زمانی که در تهران به تحصیل اشتغال داشتم همسرم خانم ملوک شفیعی زاده ماهانی چون فرهنگی بود با فرزندانم بنا به مقتضیات زمان در بم زندگی میکردند و او مشوق من در امر تحصیل بود و از فرزندانم صادقانه نگهداری میکرد. در سال 1344 به شهرستان بم مراجعت نمودم. در شهرستان بم دبیری فیزیک و شیمی و ریاضی را عهده دار بودم. در آن شهرستان اولین آموزشگاه شبانه را برای افراد متفرقه و دبیرستان ملی صادق سجادی را برای پسران تأسیس نمودم.

چون در بم شرکت بیمه وجود نداشت نمایندگی بیمه ایران را بر عهده گرفتم که سال ها ادامه داشت. به دستور دولت آن روز دبیرستان های ملی منحل شد از طرف استاندار کرمان آن روز دبیری کمیته پیکار با بیسواد بم به من محول گردید. در اردیبهشت 1357 از شهرستان بم به کرمان منتقل گردیدم. در کرمان راهنمایی دبیرستانها را عهده دار بودم. در سال 1385 پس از سی سال سابقه صادقانه به افتخار بازنشستگی نائل گردیدم.

 

مشوقین سرودن شعر هایم

1 . ابتدا مرحوم پدرم حاج سید علی اصغر ناصر علوی بود که فردی فاضل و وارسته و تربیت اخلاقی و معنوی مرا بر عهده داشت. اجازه میداد که پیوسته با او مشاعره کنم. او حافظه ای بسیار قوی داشت. آن شور ادبیانه پدر در حال من شوقی افکند که به ادبیات و شعر الفتی پیدا کنم و هر زمان فراغتی دست میداد اشعار بزرگان را میخواندم و لذت میبردم. اکنون خاطرات گذشته را به یاد می آورم احساس میکنم که مرحوم پدرم تا چه اندازه در هدایت و آرامش روحی من کارساز بوده است. پدرم فرهنگی بود و ریاست دبیرستان دخترانه پروین بم را بر عهده داشت و گاهی هم در زمان حیات منبر میرفت. مداح جدش حسین بن علی (ع) بود.

2 . در دوران تحصیل در دانشسرای عالی تهران مشوق من استادان ارجمند آقایان: دکتر نیرسینا و دکتر مظاهر مصفا استادان ادبیات دانشگاه تهران بودند و به دستور و راهنمایی استادان معظم در جلسات ادبی شرکت میکردم و گاهی شعری میسرودم و قرائت میکردم. آنچه دارم از آن دارم.

3 . در سال 1370 که جهت انجام حج تمتع به مکه معظمه مشرف شدم مشوق من مرحوم موسویان مدیر کاروان و حجة الاسلام شیخ شعاعی روحانی کاروان بودند که در مکه معظمه و مدینه طیبه و قبرستان بقیع و عید غدیر خم در عربستان سعودی اشعاری سرودم که در آنجا قرائت گردید.

مدتی در گوشه ی انزوا شاعرانه شعر میگفتم و ساکت و خاموش در تفکر بودم. اشعار بسیار پراکنده ای در موضوعات مختلف گفته بودم متأسفانه تعداد زیادی را در اختیار ندارم که به چاپ برسانم.

شبی در محفل دوستان کرمانی بودم بر حسب اصرار اشعاری قرائت کردم. یاران مشوق من گردیده که نسبت به چاپ اشعار مبادرت ورزم.

گو اینکه کار بدیع و در خور اعتدال فراهم نساخته ام ولی میتوان گفت پاسخگوی ذوق و شوقی است که در درونم غوغا میکند و دلم را در آن شعله ور میسازد. لذا مبادرت به چاپ این مجموعه نمودم چون از ته دل گفته بودم نام آن را ((غوغای دل)) نهادم و آن را به ارباب خرد و دانش تقدیم مینمایم. بدون شک خالی از هزاران عیب و نقص نخواهد بود.

امید است به دیده اغماض بنگرید به قول لسان الغیب خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی:

چگونه سر به خجالت بر آورم بَرِ دوست

که خدمتی به سزا برنیامدم از دستم

 

سید محمود ناصر علوی

1385 کرمان




طبقه بندی: اشعار دیوان ناصر،
برچسب ها: اشعار دیوان ناصر، شعرهای دیوان ناصر، شعر از دیوان ناصر، سید محمود ناصر علوی، شعرهای ناصر، بیوگرافی، بیوگرافی ناصر علوی دیوان ناصر،

تاریخ : جمعه 21 شهریور 1393 | 08:27 ق.ظ | نویسنده : نادر محمدی | نظرات
***** به امید دیدار Ashtiha *****