تبلیغات
آشتی ها - موانع ازدواج (انتخاب همسر)

آشتی ها

آموزش رایگان گیتار

جستجو در آشتی ها





موانع ازدواج _ انتخاب همسر

 

هر جوانی طبعاً به ازدواج و تشکیل خانواده علاقه دارد و غریزه ی جنسی، او را در اقدام به آن دعوت میکند، و باید هر چه زودتر خواسته طبیعت را اجابت کند و کانون خانواده را برقرار سازد. لیکن در خارج چنین نیست و اغلب ازدواج ها از سنین طبیعی و مطلوب به سنین بالاتر و به تأخیر می افتد. آنچه باعث این تأخیر میشود بعضی مشکلات و موانع واقعی یا خیالی است که در این راه وجود دارند که به بعضی از آن ها اشاره میکنیم:


قبلاً باید یادآور شد که ازدواج یک امر ساده است و یک نیاز طبیعی است که زن و مرد به یکدیگر دارند. دو رکن اصلی ازدواج زن و مرد هستند که در خطبه ی عقد، پیمان زندگی مشترک میبندند، که در اداره زندگی تشریک و مساعی نمایند و تا پایان عمر نسبت به همدیگر وفادار باشند. و مرد به مقدار امکاناتش چیزی یا مبلغی را بعنوان اقدام و نشانه ی صداقت تقدیم همسرش مینماید که مهر و صداق نامیده میشود. اصل ازدواج همین امر ساده و بی تشریفات است، و قاعدتاً باید مانند سایر نیاز های طبیعی بدون تکلف انجام بگیرد. لیکن این حقیقت ساده از مسیر سهل و بی آلایش خود خارج شده و به یک سری آداب و رسوم و تجملات و توقعات زائد و غیر ضروری و دست و پا گیر مبتلا گشته است، مانند مراسم سنگین عقد و عروسی، مهریه های سنگین، جهاز مفصل، فرش و ظرف و اسباب زندگی، توقع منزل جدا و مستقل. این قیود زائد و دست پا گیر به صورت جزء لاینفک ازدواج درآمده و آن را امری غیر طبیعی و دشوار ساخته است. ریشه ی اکثر موانع، همین قید و بند های غیر ضروری است که تا پاره نشوند مشکلات و موانع ازدواج برطرف نخواهد شد. اکنون به تعدادی از این مشکلات اشاره میکنیم:

 

1 . فقر و تهیدستی

هر جوانی طبعاً میل دارد که ازدواج کند و زندگی خود را سامان دهد و غریزه ی جنسی هم او را بدین امر هدایت حتی تحت فشار نیز قرار میدهد. اما بسیاری از جوانان، بر خلاف میل باطنی، از ازدواج به موقع خودداری میکنند، و متعذر میشوند که مخارج عقد و عروسی، تهیه منزل و اسباب و لوازم زندگی را نداریم و نمیتوانیم مخارج آینده زندگی را تأمین نموده و آبرومند زندگی کنیم. و با این بهانه ها بهترین اوقات جوانی خود را در حال تجرد به سر میبرند و هنگامی ازدواج میکنند که چندان نیازی به آن ندارند و برخی ناچار میشوند تا پایان عمر از این نعمت بزرگ محروم بمانند و مجرد زندگی کنند.

در اینجا باید گفته شود گر چه فقر و تهیدستی امریست دردناک که میتواند از ازدواج به موقع جلوگیری کند لیکن همه افراد در این امر یکسان نیستند. بعضی افراد واقعاً فقیرند، یا اصلاً کار پیدا نمیکنند، یا در اثر بیماری از انجام هر کاری ناتوانند، یا درآمدشان از حداقل زندگی خودشان کمتر است. عذر این گونه افراد در تأخیر ازدواج قبول است، چون به کسی که قدرت ندارد نفقه خانواده را بپردازد، چگونه میتوان گفت: باید حتماً در اولین فرصت ازدواج نماید؟ بهتر است این گونه افراد عفت و پاکدامنی را حفظ کنند، و صبر و خویشتن داری را پیشه خود سازند و با استمداد از خداوند متعال سعی کنند درآمد مشروعی بدست آورند آنگاه ازدواج نمایند.

خداوند در قرآن میفرماید: و آنانکه وسیله ی ازدواج ندارند عفت نفس پیشه کنند تا خدا آن ها را به لطف خود بی نیاز گرداند.

این گونه جوانان در وضع بسیار دشواری به سر میبرند، از یک طرف میل دارند مانند سایر جوانان تشکیل خانواده بدهند و مستقل زندگی کنند، و غالباً تحت فشار غریزه ی جنسی نیز هستند، از طرف دیگر امکانات و قدرت مالی ندارند تا ازدواج کنند. بهر حال باید صبر و بردباری پیشه کنند و تلاش نمایند و از خدا استمداد جویند تا وسیله ازدواج برایشان فراهم سازد.

اما اولیاء این افراد نیز موظف هستند به مقدار توانشان در رفع نیاز آن ها و تهیه کار مناسب و تأمین مخارج ازدواجشان سعی و تلاش کنند. و در رأس همه، حکومت اسلامی موظف است کار مناسبی برای این گونه افراد فراهم سازد و مادام که کار ندارند مخارج زندگی آن ها و هزینه ازدواج و مخارج اهل و عیال آن ها را از بیت المال بپردازد.

اما چنین نیست که همه ی افرادی که دیر ازدواج میکنند واقعاً قدرت ازدواج و تمکن مالی نداشته باشند، ازدواج آن قدر هم دشوار نیست که ما میپنداریم. بلکه توقعات و بلند پروازی های بی جا و تجمل پرستی اغلب جوانان، ازدواج را این چنین دشوار ساخته است. مراسم مجلل عقد و عروسی و هزینه های سنگین و کمر شکن مهر و جهاز است که ازدواج را به صورت غولی وحشتناک درآورده است. جوانان این مراسم سنگین را جزء لاینفک ازدواج و از علائم شخصیّت خودشان میپندارند. جوان فکر میکند برای ازدواج باید منزل شخصی و مستقل داشته باشد، فرش و اسباب زندگی او باید مرتب باشد، باید مراسم عقد و عروسی را مجلل بر پا سازد، باید بعد از ازدواج خودش و خانواده اش در کمال رفاه و آسایش زندگی کنند، و چون آغاز جوانی از چنین امکاناتی برخوردار نیست تأخیر ازدواج را ترجیح میدهد.

لیکن همه ی این افکار اشتباه است. هیچکدام برای ازدواج ضرورت ندارد. اگر منزل شخصی نیست در منزل اجاره ای هم میتوان ازدواج کرد. اگر منزل دربست نباشد در یک اتاق و دو اتاق هم میتوان عروسی کرد. در منزل پدر و مادر عروس یا داماد هم میتوان عروسی کرد. اگر فرش قالی نیست روی موکت هم میتوان زندگی کرد. اگر زندگی مرفعی نمیتوان تهیه کرد با رعایت اقتصاد و سادگی هم میتوان زندگی کرد. و به عقیده ی من، ازدواج به موقع و ساده زیستن، بر تأخیر ازدواج به منظور تأمین تشریفات و تجملات برتری و ترجیح دارد. زیرا قناعت و ساده زیستن و به موقع ازدواج کردن، هیچگونه عوارض بدی را در بر ندارد، در صورتی که تأخیر ازدواج غالباً از آثار سوء جسمانی و روانی و حتی دینی و اخلاقی خالی نیست و عواقب ناگواری را به دنبال خواهد داشت. اگر دختر و پسر موقعیت خودشان را بشناسند، از توقعات و بلندپروازی ها دست بردارند و پا را به اندازه ی گلیمشان دراز کنند، و با هم تفاهم نمایند که با وضع موجود بسازند و با همین امکانات موجود زندگی خانوادگی را تشکیل دهند، میتوانند در آغاز جوانی از نعمت انس و محبت برخوردار گردند و از عواقب سوء تجرد مصون و محفوظ بمانند. و میتوانند تدریجاً اسباب و لوازم زندگی را فراهم سازند و بعد از مدتی زندگی آبرومند و مرتبی داشته باشند.

کوتاه سخن اینکه ازدواج و ارضاء غریزه جنسی مانند غذا خوردن یک نیاز طبیعی است که به موقع باید تأمین شود. چنانکه انسان به هنگام گرسنگی، هر غذائی را پیدا کرد میخورد، و هیچگاه به بهانه ی عدم وجود میز و سرویس منظم غذاخوری و سفره زیبا و رنگین، از غذا خوردن امتناع نمیکند، ازدواج نیز یک نیاز طبیعی است که به موقع باید تأمین شود و نباید با توقعات و بلند پروازی ها تأخیر بیفتد.

 

2 . ادامه تحصیلات

دومین عاملی که موجب تأخیر ازدواج میشود ادامه تحصیلات دبیرستانی یا دانشگاهی است. اغلب پسران و دختران علاقه دارند تحصیلات خودشان را حداقل تا دیپلم و در صورت امکان تا لیسانس و بالاتر ادامه دهند. و از طرف دیگر ازدواج را با درس خواندن ناسازگار میدانند. زیرا ازدواج مسؤولیت آفرین است. و شخص را مقید میسازد. چون شوهر باید زنداری کند و مخارج خانواده را تأمین نماید، در صورتی که هنوز شغل و درآمدی پیدا نکرده تا مخارج خودش و همسرش را تأمین کند. او هنوز نان خور پدر و مادر میباشد چگونه میتواند هزینه زندگی خانواده اش را تأمین کند، به علاوه فکر میکند بعد از ازدواج باید همسرداری کند و فرصت و فراغتی برای درس خواندن نخواهد داشت. دختر نیز تصور میکند که ازدواج مانع درس خواندن میباشد. زیرا بعد از ازدواج باید شوهر داری و خانه داری کند و فراغتی برای درس خواندن ندارد. خانواده ی دختر و پسر نیز همین عقیده را دارند و غالباً حاضر نیستند درباره ی ازدواج فرزندانشان، در حال تحصیل اقدام نمایند.

در نتیجه، اوضاع چنین شده که مشاده مینمائید: سنین ازدواج بالا رفته، پسران و دختران بر خلاف میل طبیعی، خویشتن را ملزم میدانند که ازدواج را تا پایان دوره ی تحصیلات به تأخیر بیندازند، مخصوصاً در شهر ها و بالاخص در شهر های بزرگ.

با اینکه تحت شدیدترین فشارهای نیروی غریزه جنسی قرار میگیرند اما ناچارند بسوزند و بسازند. چون ادامه ی تحصیلات را برای آینده خویش ضروری و سرنوشت ساز میدانند، پس ناچارند فشارهای غریزه ی جنسی را تحمل نمایند. اما غریزه ی جنسی به هر حال یک واقعیت است و به این بهانه ها نمیتوان آن را خاموش ساخت. اگر از طریق مشروع و طبیعی ارضاء نشد، بیم آن میرود که از طریق غیر مجاز خود را آشکار سازد. نابهنجاری ها و طغیان ها، مفاسد اخلاقی، انحرافات جنسی، تجاوزات نا مشروع، ولگردی ها و چشم چرانی ها، وجود بعضی بیماری های جسمانی و روانی، که در بین جوانان دیده میشود معلول تأخیر و عدم دسترسی به ارضاء مشروع است.

مشکلات اخلاقی و اجتماعی جوانان بر اندیشمندان پوشیده نیست و همه را به وحشت انداخته است، مربیان و خیراندیشان از انحرافات جنسی جوانان بیمناکند و در پی چاره هستند، توصیه میکنند برای جوانان تفریحگاه سالم، کتابخانه، پارک، فیلم، نمایشنامه، امکانات ورزشی، تهیه کنید و بدین وسیله آن ها را سرگرم سازید و اوقات فراغت آن ها را اشغال کنید تا به انحراف و گناه کشیده نشوند.

البته من منکر نیستم که ایجاد تفریحات سالم و وسیله ی سرگرمی برای جوانان کاملاً ضروری است و مسؤولین و خیراندیشان باید در این باره اقدام نمایند، و تا حدی هم میتواند جلوه مفاسد اخلاقی را بگیرد، لیکن هیچکدام این ها نمیتواند پاسخگوی نیاز طبیعی و خواسته غریزه ی جنسی باشد. غریزه ی جنسی یک واقعیت طبیعی است که آدمی را به سوی جنس مخالف جذب میکند. و جداً خواستار ارضاء است، و با سرگرمی و بهانه نمیشود آن را از مسیر طبیعی منحرف ساخت. چنانچه گرسنگی و تشنگی را بوسیله ی سرگرمی نمیتوان برطرف ساخت نیاز جنسی را نیز بوسیله ی سرگرمی نمیتوان تأمین کرد. باید سعی و تلاشها را به سوی تأمین نیاز طبیعی و رفع مشکلات و موانع ازدواج به موقع متوجه ساخت.

 

راه حل این مشکل

به نظر من حل این مشکل امکان پذیر است، مشکل اساسی در این است که ما تصور میکنیم ازدواج دختر و پسر با ادامه ی تحصیلات سازگار نیست، و چون ادامه تحصیلات ضرورت دارد پس باید ازدواج به موقع انجام نگیرد و تا پایان دوره ی تحصیلات تأخیر بیفتد، در صورتی که چنین نیست، ازدواج با ادامه ی تحصیلات اصلا ناسازگاری ندارد. آنچه این دو را با هم ناسازگار ساخته اصل ازدواج نیست بلکه تقید به یک سری آداب و رسوم و توقعات بیجا است. اگر خانواده ی دختر و پسر و خود دختر و پسر و مسؤولین کشور و مسؤولین مراکز فرهنگی و دانشگاهی در حل این مشکل تفاهم و تعاون داشته باشند قابل حل است.

اما خانواده ی دختر نگویند: مخارج زن بر عهده ی شوهر است و من باید دخترم را به مردی شوهر دهم که از هم اکنون خانه و زندگی کاملاً مستقلی داشته باشد و بتواند مخارج خانواده اش را تأمین کند و هزینه ی زندگی دخترم را از دوشم بردارد. بلکه بگوید: اگر دخترم برای ادامه تحصیلات چند سال دیگر در منزلم بماند، من ناچارم مخارج او را تأمین کنم، بناراین میتوانم دخترم را هم اکنون شوهر دهم و به اندازه ی توانم به زندگی جدید کمک کنم تا به حد خودکفائی برسند.

اما خانواده ی پسر نیز نگویند: وقتی پسرمان را زن میدهیم که بتواند منزل و زندگی مستقل داشته باشد و مخارج خانواده اش را تأمین کند و باری بر دوش نباشد. بلکه بگویند: اگر برای ادامه ی تحصیلات تا چند سال دیگر در منزل ما بماند ناچاریم کلیه ی مخارج او را تأمین کنیم. پس چه بهتر که برایش زن بگیریم و به مقدار امکان به این زندگی نوبنیاد کمک نمائیم. دختر و پسر نیز باید به این نکته توجه داشته باشند که وقتی به سن بلوغ رسیدند نیاز به ازدواج دارند چنانکه نیاز به آب و غذا دارند و این باید از راه مشروع تأمین شود و بهترین اوقات ازدواج هم سنین بلوغ است. بعد از آن امکانات مالی خانواده شان را در نظر بگیرند، و توجه داشته باشند، چون قصد ادامه ی تحصیلات را دارند نمیتوانند زندگی کاملاً مستقلی را تشکیل دهند، بنابراین خواسته ها و توقعات خودشان را با وضع موجود تطبیق دهند. از منزل شخصی و مستقل و تجملات زندگی بطور موقت چشم پوشی کنند. از جهاز سنگین و اسباب و لوازم لوکس صرف نظر نمایند. راضی شوند در منزل خانواده ی عروس یا خانواده ی داماد یا جای دیگر، اتاقی داشته باشند و برای مدتی زندگی ساده ای را شروع کنند، و تا خاتمه ی تحصیلات بطریق مشروع از بچه دار شدن جلوگیری نمایند، چون هر دو نفر به تحصیل اشتغال دارند باید به امور درسی خود برسند کارهای منزل را با همکاری و تعاون انجام دهند، توقعات را کم و ساده زندگی نمایند.

مسؤولین کشور و مراکز آموزشی نیز میتوانند به دانش آموزان و دانشجویان وام ازدواج بدهند و خوابگاه و سایر امکانات را برایشان فراهم سازند.

مراکز خیریه نیز میتوانند به صورت وام ازدواج یا بلاعوض وجوهی را در اختیار اینگونه افراد قرار دهند.

خانواده ی دختر و پسر میتوانند تفاهم کرده و با جلب نظر و تفاهم دختر و پسر زندگی ساده و با صفائی را برایشان تنظیم نمایند. در این صورت پسر و دختر در آغاز جوانی از تشکیل زندگی خانوادگی و انس و مودت برخوردار، از گناه و انحراف و بیماری های روانی مصون، و با فراغت و آرامش خاطر به درس و مطالعه خود ادامه خواهند داد. و بعد از خاتمه ی تحصیلات به کسب و کار مشغول میشوند و تدریجاً اسباب و لوازم زندگی را تکمیل میکنند و به خواسته های درونی خویش جامه ی عمل میپوشند.

البته تصدیق میکنم که پیشنهاد مذکور امری است غیر مأنوس که عمل به آن ابتدا مشکل بلکه غیر ممکن تلقی میشود، لیکن اگر خوب بیندیشیم و جوانب آنرا بررسی کنیم به امکان و ضرورت آن تصدیق خواهیم کرد. برای نجات نسل جوان و جلوگیری از مفاسد اخلاقی و انحرافات و تجاوزات جنسی چه راه حلی را بهتر از این سراغ دارید؟ به نظر من پیشنهاد مذکور بهترین بلکه تنها راه حل مشکلات نسل جوان میباشد، و کاملاً قابل عمل است.

لیکن باید عادات و رسوم و قید و بندها را کنار بزنیم تا امکان آن را دریابیم. البته این امر نیاز دارد به یک کار فرهنگی وسیع تا افکار خانواده ها و جوانان برای پذیرش و عمل به آن آماده شود. به امید اینکه اصلاح طلبان و خیر اندیشان که در نجات و سعادت نسل جوان می اندیشند همتشان را در این باره معطوف دارند و در حل این مشکل بزرگ اجتماعی تلاش و جدیت نمایند. بهر حال باید این سد شکسته شود و موانع ازدواج در حال تحصیل مرتفع گردد. در خاتمه به جوانان توصیه میشود که خود در این راه پیشقدم شوند، و نیاز طبیعی خویش را بدون خجالت با خانواده شان در میان بگذارند و از آنان بخواهند که وسیله ی ازدواج ساده را برایشان فراهم سازند.

 

به نامه ی این دانشجوی مجرد توجه نمائید:

آقای ... دانشجوی علوم پزشکی دانشگاه تهران در نامه اش مینویسد:

((یک جوان 23 ساله دانشجو هستم. در این زمان احتیاج شدید به یک همسر مهربان و خوب دارم. ولی دشواری هائی بر سر این راه دارم که دوائی برای آن ها نمیابم. مهمترین مشکل خانواده ها هستند (خانواده ی پسر و دختر) و هم چنین مشکلات مالی و نداشتن شغل مناسب. مثلاً خانواده من گفته اند پس از گرفتن پایان نامه و انجام خدمت سربازی دامادت خواهیم کرد که در آن موقع 27 ساله خواهم بود. آیا تا آن موقع ازدواج دیر نیست. متأسفانه مردم خیال میکنند کسی میخواهد داماد شود باید خانه و ماشین داشته باشد و از عهده ی تأمین مخارج هنگفت مراسم عروسی برآید. متأسفانه در حال حاضر جوانانی که موقعیت ازدواج را ندارند، جز عده معدودی که ایمان قوی دارند، بقیه به راه های خلاف کشیده میشوند. بنظر من اگر جوانان در موقع مناسب ازدواج کنند یا امکان ازدواج موقت برایشان فراهم باشد دیگر احتیاجی به این همه گشت امر به معروف و نهی از منکر نیست.

برای غلبه بر این مشکل چند راه بنظر من میرسد که مطرح میسازم:

1 . به جای اینکه خانواده ها اینقدر مقید به مراسم گسترده عروسی باشند ساده تر برگزار کردن آن، میتوان کمک به سزائی به خانواده ی جدید کرد و مبلغ صرفه جوئی شده را صرف تأسیس این خانواده نمود.

2 . کمک کردن خانواده عروس و داماد و هم چنین اقوام نزدیک آن ها به این دو زوج جوان.

3 . درک آگهی از این مسأله توسط امت مسلمان که ازدواج یک سنت اسلامی است و توجه به سفارشات مکرر پیامبر اکرم و ائمه ی اطهار در مورد ازدواج به موقع و ثواب آن.

4 . کمک دولت و دیگر مؤسسات خیریه خصوصی به جوانان در مورد ازدواج مانند: در اختیار گذاشتن زمین، وام ازدواج و مسکن، با شرایط سهل و دیگر امکانات اگر انشاء الله در جامعه اسلامی ما این موضوع جا بیوفتد و مانند دیگر رسوم غلط از بین برود خیلی از مسائل اجتماعی ما که اکثر آن ها در مورد جوانان به این مسأله بستگی دارد از بین خواهد رفت.))

نویسنده یک دانشجوی جوان مجرد

 

3 . خدمت سربازی

سومین مانع در راه ازدواج خدمت سربازی است. طبق قانون جاری کشور هر پسری ناچار است در سن هجده سالگی یا به بعد از خاتمه تحصیلات مدت دو سال به خدمت سربازی برود. در این مدت از خانه و زندگی دور است و باید مقررات نظام وظیفه را رعایت کند. بنابراین نمیتواند مخارج خانواده اش را تأمین کند و از آن ها سرپرستی نماید. و به همین جهت اغلب پسران ازدواج را تا پایان خدمت سربازی به تأخیر می اندازند. و خانواده دختر هم کمتر حاضر میشوند دخترشان را به عقد جوانی در آورند که هنوز خدمت سربازی را انجام نداده است. در نتیجه، سنین ازدواج به بعد از بیست سالگی کشیده شده و آثار و نتائج سوء این تأخیر بر اندیشمندان پوشیده نیست.

اما به نظر من مشکل مذکور نیز غیر قابل حل نیست. اساس اشکال از اینجا پیدا شده که ازدواج را به صورت یک امر فوق العاده مینگریم و به عادات و رسومی مقید شده ایم که انجام آن ها اصلاً ضرورت ندارد. اما اگر هدف اصلی ازدواج را منظور بداریم تصدیق میکنیم که اغلب این عادات و رسوم و توقعات و تجملات، در نیل به هدف دخالتی ندارند و بدون آن ها هم میتوان ازدواج ساده ای را برگزار کرد و به هدف نائل آمد.

اگر خانواده ی دختر و پسر تفاهم و تعاون داشته باشند، و پسر و دختر هم دست از توقعات و بلندپروازیها بردارند و مسؤولین اجتماعی هم در این باره کمک کنند جوانان میتوانند در آغاز جوانی ازدواج کنند و به موقع هم خدمت سربازی را انجام دهند. چنانکه سابق بر این با راه حل مشکل آشنا شدید.




طبقه بندی: انتخاب همسر،
برچسب ها: غریزه ی جنسی، تأخیر در ازدواج، فقر و تهیدستی، ادامه تحصیلات، راه حل مشکلات ازدواج، نامه ی دانشجوی مجرد در مورد ازدواج، خدمت سربازی در ازدواج،

تاریخ : شنبه 22 شهریور 1393 | 05:19 ق.ظ | نویسنده : نادر محمدی | نظرات
***** به امید دیدار Ashtiha *****